حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2074

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

چه دولت مهيبى ريخته شد و چه قوم جوان تازه نفسى پا بعرصه تاريخ گذارد ، مسلّما نميتوانست تصوّر كند ، كه اين قوم نيرومند ، كه تا آنوقت در گمنامى ميزيست ، نقشه سياسى آسياى غربى را بهم خواهد زد و تاريخ آن را بمجرائى ديگر خواهند انداخت . ساير وقايع بالاتر گفته شد ، كه آن‌تيوخوس ( لااديس ) زن اوّلى خود را طلاق داد . از آنجا ، كه آن‌تيوخوس خيلى عيّاش و شهوت پرست و فاسد الاخلاق بود ، اين زن بالاخره موفق شد ، كه او را به طرف خود جلب و مسمومش كند ( 246 ق . م ) . پس از فوت آن‌تيوخوس ، جنگ درونى بشدّتى هرچه تمامتر در دولت سلوكى درگرفت و لااديس و برنيس در سر تخت سلطنت باهم درافتادند . نفوذ زن اوّلى بيشتر بود ، چه او پسرى داشت سلكوس نام ، كه ميتوانست بر تخت نشيند ، ولى نيروى زن دوّم بر زن اوّل ميچربيد ، چه اگر ميتوانست فرصتى بدست آرد ، مصر بحمايت او ميآمد . لااديس موقع را تشخيص داده ، بدشمن خود حمله كرد و اشخاصى را بر آن داشت ، كه طفل را دزديدند . مادر طفل نيفسردو چندان قوّت قلب نشان داد ، تا بهره‌مند گرديد ، قسمت محكم قصر را اشغال كند . بعد دشمن او ، چون موقع وى را متين و محكم ديد ، از در دوستى درآمد و برنيس بسوگند او اطمينان كرد و در نتيجه بقتل رسيد . در اين احوال بطلميوس دوّم پادشاه مصر مرد و پسرش بطلميوس سوّم اورگت « 1 » بتخت نشست . او پياده نظامى زبده جمع كرده به طرف سوريّه رفت . اين جنگ را در تاريخ جنگ سوّم سوريّه ناميده‌اند ( 246 - 240 ق . م ) و راجع بوقايع آن اطلاعات صحيح كم است . سنگى در نزديكى سواكين بدست آمده و خطوطى بر آن نوشته شده ، كه راجع به اين جنگ است و مضمونش چنين : « او ( يعنى بطلميوس ) پياده و اسب و بحريّه و فيل‌هاى حبشى و فيل‌هاى سكنه تروگ لود ( محلّى است در كنار درياى احمر ) ، كه خود او و پدرش در اين صفحات بدست

--> ( 1 ) - Evergete ( نيكوكار ) .